گفتگو با مادر سروش لبافی، رتبه ۹ کنکور تجربی ۱۴۰۵

گفتگو با مادر سروش لبافی، رتبه ۹ کنکور تجربی ۱۴۰۵

نام کامل: سروش لبافی

رتبه کشوری: ۹ کنکور تجربی

سابقه کانونی: یک سال (پایه دوازدهم) – شرکت در ۲۵ آزمون

محل سکونت: تهران

تحصیلات و شغل مادر: لیسانس جغرافیا، خانه‌دار

تحصیلات و شغل پدر: کارشناسی ارشد راه و ترابری، کارمند

درباره دوران کودکی و تحصیل سروش برایمان بگویید.

سروش از همان دوران کودکی به بازی‌های فکری و ریاضیات علاقه زیادی نشان می‌داد. او حتی قبل از ورود به پیش‌دبستانی، حروف را می‌شناخت و ما نیز با بازی‌های فکری او را همراهی می‌کردیم. پدرش نقش بسیار فعالی در این بازی‌ها داشت.

به یاد دارم که وقتی در آغوشم بود و بیرون می‌رفتیم، می‌توانست پلاک ماشین‌ها را بخواند.

البته، تا سال نهم، علاقه چندانی به درس خواندن نداشت! با این حال، همیشه نمراتش خوب بود، ولی تقریباً هر روز می‌گفت: «من نمی‌خواهم به مدرسه بروم! همه چیز را بلدم!»

پس از آن، وارد مدرسه ماندگار البرز شد و به نظر من، محیط مدرسه تأثیر بسزایی در او داشت.

سروش ذاتاً رقابت‌جو بود و مدرسه این فضا را به خوبی برایش فراهم کرد. امتحانات پی‌درپی، درس و اعلام رتبه‌ها باعث شد سروش به درس خواندن علاقه‌مند شود.

حالا وضعیت برعکس شده بود و من گاهی به او می‌گفتم: «سروش جان، کافی است برای امروز! دیگر اینقدر درس نخوان!»

از نظر من، نقش مدرسه در این تغییر بسیار پررنگ بود.

چرا کانون را انتخاب کردید و سروش چگونه در آزمون‌های آن شرکت کرد؟

راستش را بخواهید، همیشه اینگونه بود که اگر سروش قصد داشت در جایی شرکت کند یا هزینه‌ای برای تحصیلش شود، من و پدرش کاملاً او را حمایت می‌کردیم، اما تصمیم نهایی همیشه با خودش بود.

البته، با برادرش نیز مشورت می‌کرد. برای آزمون‌های کانون نیز از طریق مدرسه با این مجموعه آشنا شدند و ثبت‌نام کردند. او در آزمون‌ها شرکت می‌کرد و نتایج و رتبه‌اش را با ما در میان می‌گذاشت.

گفتگو با برادرش نیز بخش مهمی از این فرآیند بود؛ به طور کلی، فضای خانه بیشتر مبتنی بر گفت‌وگو بود.

پس از عید، شرایط تغییر کرد. آیا سروش با افت تراز یا چالش در برنامه‌ریزی مواجه شد؟ نقش شما در این شرایط چه بود؟

گاهی اوقات این اتفاق می‌افتاد. در چنین شرایطی، همیشه سعی می‌کردم او را تشویق کنم که صحبت کند و اگر ناراحتی دارد، آن را بیان کند. زیرا وقتی صحبت می‌کرد، آرام می‌شد. حتی من گاهی چیزی نمی‌گفتم و صرفاً شنونده بودم، اما همین شنیدن نیز تأثیرگذار بود و من همواره کنارش بودم. این روند به گونه‌ای بود که پس از چند روز صحبت، آرام می‌شد و دوباره به برنامه و روال قبلی خود بازمی‌گشت.

شما آزمون حضوری را ترجیح می‌دهید یا آنلاین؟ چرا؟

سروش آزمون‌هایش را در مدرسه به صورت حضوری شرکت می‌کرد.

من نظر شخصی خودم را بیان می‌کنم: پسر من همیشه به دنبال نتیجه واقعی بود و می‌خواست حاصل واقعی تلاش خود را ببیند و هرگز به دنبال تقلب نبود. اینکه سر آزمون به سراغ کتاب و جزوه برود، در شرایط آزمون آنلاین محتمل‌تر است. فکر می‌کنم اگر سروش آزمون‌هایش را آنلاین می‌داد، رتبه‌اش دیگر واقعی نبود و قطعاً آزمون حضوری بهتر است.

خاطره‌ای از لحظه اعلام نتایج دارید؟

ما هفته قبل از اعلام نتایج در سفر بودیم و کمی خسته بودیم. اطلاعی هم نداشتیم که سازمان سنجش نتایج را به صورت تلویزیونی و آنلاین اعلام می‌کند. خود سروش آمد و خبر را به من داد. من آنقدر استرس داشتم که هیجان زیاد سروش مشکلی ایجاد نکند و مدام به او می‌گفتم: «مامان بپر! جیغ بزن، ذوق کن!»

البته این را هم بگویم که این تجربه دوم من است؛ پسر بزرگترم نیز در رشته دندانپزشکی قبول شده و اکنون فارغ‌التحصیل شده است. ساخت وبلاگ همین موضوع کمک زیادی به سروش کرد، زیرا او با برادرش زیاد صحبت می‌کرد. البته سروش خودش این تصمیم را گرفته بود و در آن موفق شد. مشاوران مدرسه و خود مدرسه نیز در این تصمیم‌گیری و موفقیت او نقش داشتند.